در اسلام جهاد ابتدایی برای نفی شرک وجود دارد، اما غالب جنگهای پیامبر دفاعی بوده؛ آنچه در جنگ رمضان و تاریخ انقلاب ایران میبینیم نیز دفاع در برابر حملات دشمن است، نه تهاجم. از قاعدۀ «لا اکراه فی الدین» تا مبارزۀ حضرت ابراهیم با بتپرستی و از قیام امام خمینی(ره) تا دفاع مقدس، همه حکایت از آن دارد که جهاد در برابر ظلم و خرافه، با اجبار در دین تفاوت اساسی دارد.
به گزارش حامیان قرآن حجت الاسلام ملکی قائممقام مدیر حوزه های علمیه با اشاره به وجود «جهاد ابتدایی» در اسلام برای نفی شرک و تأکید بر دفاعی بودن غالب جنگهای پیامبر (ص)، به تبیین ماهیت دفاعی جنگ رمضان و حملات دشمن در تاریخ انقلاب اسلامی ایران پرداخت.
آیا در اسلام جهاد ابتدایی (تهاجمی) داریم یا جهاد فقط دفاعی و در برابر حمله دشمن معنا مییابد؟
جهاد ابتدایی را قطعاً داریم و بحث مفصلی هم دارد، ما یک قاعده در قرآن داریم به نام «لا اکراه فی الدین» ؛ در دین اکراه و اجبار وجود ندارد. از آن طرف هم این را داریم که روح حاکم بر قرآن و هدف مهم انبیا، شستشوی زمین از شرک و بتپرستی است. این دو را که کنار هم میگذاریم، معلوم میشود که دین یک چیز است و شرک و بتپرستی چیز دیگر؛ و با هم قابل جمع نیستند. شرک و بتپرستی خرافه است، انحراف است، عقل آن را نمیپذیرد و نمیپسندد. مثلاً در جامعه، هر کسی میتواند در خیابان هر کاری انجام بدهد، بعد هم بگوید: «آقا من اصلاً دوست دارم آزاد باشم، راحت باشم، کلاً برهنه توی خیابان راه بروم.» خب قانون میگوید: نه! چون با عقل جور در نمیآید. اگر اینجوری باشد، اصلاً دوام جامعه شکل نمیگیرد.
پس این که میگویند «لا اکراه فی الدین» منظور چیست؟ به طور مثال در بحث برخورد اسلام با یهود و نصارا قضیه «لا اکراه فی الدین» این گونه بود. که یهود و نصاری میگفتند: بیایید با هم محاجه کنیم. محاجه کردند، نپذیرفتند، گفتند: نه، ما قانع نشدیم. گفتند: بیایید مباهله کنیم. پیشنهاد مباهله هم خودشان دادند. وقتی دیدند پیامبر خدا با امام حسن و امام حسین و حضرت زهرا و امیرالمؤمنین (علیهم السلام) برای مباهله رفتهاند، فهمیدند و حاضر نشدند مباهله کنند. گفتند: خیلی خب، اصلاً با هم مصالحه کنیم؛ ما در ذیل حکومت شما زندگی کنیم. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: اشکال ندارد، چون شما مشرک نیستید، بتپرست نیستید، شما خداپرستید. حالا در بحث خداپرستی شما اشکالاتی وجود دارد، ولی شما کتاب آسمانی دارید، به خدا اعتقاد دارید، به معاد اعتقاد دارید؛ ما میتوانیم با شما زندگی مسالمتآمیز داشته باشیم. این نمونهای بارز از «لا اکراه فی الدین» در اسلام است.
اما شرک و بتپرستی اینطور نیست! نمونهاش برخورد حضرت ابراهیم (علیه السلام) است. وقتی اهل شهر به خاطر عید و جشنی که داشتند از شهر بیرون رفتند، حضرت ابراهیم همراه آنها نرفت، بلکه به بتخانه رفت، همه بتها را شکست، تبر را بر گردن بت بزرگ انداخت. فردا آمدند دیدند بتخانه به هم ریخته و همه بتها شکسته است. گفتند: «چه کسی این کار را کرده؟» گفتند: دیروز ابراهیم تنها در شهر بود. حضرت ابراهیم را خواستند. گفتند: تو این کار را کردی؟ فرمود: از این بت بزرگ بپرسید. گفتند: خب او که نمیفهمد، اصلاً نمیتواند حرف بزند. فرمود: پس چطور چیزی را میپرستید که نمیتواند حرف بزند؟ این خرافهزدایی انبیاست؛ آمدند تا خرافات و انحرافات را از جامعه دور کنند.
فراعنه چی؟ فراعنه از این خرافات استفاده میکنند تا انسانها را تسخیر کنند. اینجاست که مبارزه بین حق و باطل، مبارزه بین انبیا با فراعنه آغاز میشود. اینجا مسیر «لا اکراه فی الدین» نیست؛ اصلاً دین نیست. این استعمار است، این استثمار است، این استحمار است. پس «لا اکراه فی الدین» یک چیز است و مسئله مبارزه با شرک و بتپرستی چیز دیگری است. اینجاست که ما جنگ ابتدایی داریم، جهاد ابتدایی داریم.
اما غالب جنگهای پیامبر خدا، جنگهای دفاعی بود. مثلا در جنگ بدر پیامبر اکرم(ص) اصلاً برای جنگ نرفتند، برای تقاص رفتند. آنچنان سلاح جنگیای همراه نداشتند. رفته بودند جلوی کاروان ابوسفیان را بگیرند تا تقاص بگیرند، چون اموالشان در مکه بلوکه شده بود و میخواستند عوض آن را بگیرند. خب جنگ احد چی؟ در جنگ احد نیز دشمنان حمله کردند، آمدند اطراف مدینه را گرفتند. جنگ احزاب چی؟ در این جنگ نیز همه جمع شدند تا اسلام را از بین ببرند. پس اولاً جنگ ابتدایی برای نفی شرک داریم، ولی آنچه در جامعه اسلامی اتفاق افتاده، غالباً جنگ دفاعی بوده.
در جنگ رمضان که هماکنون کشور درگیر آن است، نیز همین گونه است. من همیشه این را به جوانان بسیار میگویم؛ میگویم: ای کاش تاریخ این انقلاب را میخواندید تا متوجه شوید آمریکاییها چقدر به ملت ایران ظلم کردند.
سال ۱۳۴۲، امام (رضوان الله تعالی علیه) به عنوان شخصیتی عالم و دانشمند قیام کرد که وظیفه دارد جلوی خرافات و جلوی ظلم را بگیرد. در این زمان، آمریکاییها میآمدند و منابع کشور را به غارت میبردند و بیش از چهل، پنجاه هزار مستشار آمریکایی در ایران بودند و حق توحش نیز دریافت میکردند!
آنها به خاطر حضور در ایران نه تنها حقوق میگرفتند، بلکه حق توحش میستاندند. برخی به خاطر شرایط خاص آب و هوایی حقی خاص برای آن تعیین میکنند؛ اما برای آمریکاییهای که در ایران بودند حق توحش گذاشتند، یعنی مردم ایران را وحشی تلقی میکردند! حتی بحث کاپیتولاسیون را مطرح کردند که سگ آمریکایی در ایران مصونیت داشت، ولی یک ایرانی مصونیت ندارد!
این ذلت ادامه داشت تا اینکه یک شخصیت عزیزی قیام کرد و فریاد زد که چرا به ایران توهین میکنید و به شاه اعلام کرد که این کار را نکن، با ملت مبارزه نکن، کشور و مردم را تحقیر نکن و آن حرکت ادامه پیدا کرد تا سال ۱۳۵۷ که حقیقتاً مردم پیروز شدند.
و جالب است که بدانید فقط دو ساعت بعد از پیروزی انقلاب، آمریکا برای تجزیه ایران اقدام کرد! دو ساعت، نه دو ماه! یعنی همین که پیروزی جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی اعلان شد، دو ساعت بعد غائله تجزیه کردستان آغاز شد. و باز امام آنجا آمد وسط و مردم را تهییج کرد که بروید از کشور خودتان دفاع کنید، و مردم حرکت کردند. و این در زمانی بود که پاوه داشت سقوط میکرد و شهید چمران و نیروهایش آنجا بودند. و زمانی که پیام امام(ره) به آنها رسید، دیدند شهید چمران خوشحال شد، گفتند: چی شده؟ گفت: «خمینی عصایش را بلند کرده است، عصای موسی اش را.» خب آن غائله با درایت امام ختم به خیر شد. بعد از آن غائله آذربایجان شروع شد، بعد از آن غائله خوزستان (خلق عرب)، بعد از آن غائله ترکمنصحرا. همه اینها را آمریکاییها انجام دادند و اسنادش وجود دارد. بعد از آن هم غائله جنگلهای آمل که کمونیستهای آمریکایی در آن عصر رفتند آنجا مستقر شدند، دیدند نه، امکان ندارد؛ اینجا امام خیلی قوی است و آن بحث «امام و امت» شکل گرفته، نمیشود شقاق ایجاد کرد. بعد جنگ جهانی را راه انداختند. منظورم همان جنگ هشت ساله است که واقعا جنگ جهانی بود، چون هم شوروی، هم آمریکا، هم اروپا، هم ناتو، هم کشورهای منطقه همه در مقابل کشور ما ایستادند و گفتند: «آقا، این جمهوری اسلامی دارد یک روشی در جهان سوم ایجاد میکند که روی اینها را به روی ما باز شود! ما الان داریم اینها را میدوشیم، به قول آمریکاییها که اینها گاو شیرده هستند. اینها میخواهند کاری کنند که دیگر به ما شیر ندهند. باید در نطفه جمهوری اسلامی ایران را خفه کرد.» آن هشت سال جنگ را بر ما تحمیل کردند. همه اینها دفاع است؛ یعنی آنها حمله میکردند و ما دفاع میکردیم. از دفاع مقدس هشت ساله تا به الان، توطئههای بسیار متعدد، تا جنگ دوازده روزه، و بعد از آن غائله ۱۸ و ۱۹ دی که یک کودتا بود (همانطور که حضرت آقای شهید فرمودند)، و بعد هم جنگ رمضان. همه اینها حمله از طرف دشمن است و دفاع از طرف ملت قهرمان ایران
خب، آیات زیادی در قرآن داریم که اگر دشمن به شما حمله کرد، باید دفاع کنید. اصلاً آیه نمیخواهد، مسئله دفاع یک امر غریزی و فطری است. حیوانات از خودشان دفاع میکنند، حتی گیاهان. آنها یک سری موانعی که جلو پایش میآید را سعی میکنند دفع کنند تا بمانند. راز بقا این است که شما دشمن را، حملهکننده را دفع کنی، موانع را از خودت دور کنی. خب، بر اساس غریزه، بر اساس فطرت، بر اساس عقل، بر اساس وحی، ملت ایران از خودشان دفاع میکنند.
یک جمله من اینجا دارم؛ این جمله منحصر به خودم است. بحثی در قرآن درباره تحریف قرآن وجود دارد. یک قائلی دارد، حالا این که چرا این حرف را زده، من نمیدانم. خیلی از مفسران به این جمله اشکال کردهاند که آیا اعجاز قرآن به محتوای آن برمیگردد؟ یعنی محتوا آنقدر عمیق و پر از فصاحت و بلاغت است که کسی نمیتواند مثل آن بیاورد، حتی اگر انس و جن پشت به پشت هم بدهند، نمیتوانند مثل آن را بیاورند. ۹۹ درصد علمای ما (چه علمای شیعه، چه اهل سنت) معتقدند که اعجاز قرآن، اعجاز متنی است، چون کلام خداست. ولی یک بزرگواری، شخصیت بزرگی به نام سید مرتضی، برداشتشان این است که اگر طرف ادیب، بلیغ و فصیح باشد، میتواند ده تا آیه مثل قرآن بیاورد، اما اینکه تا حالا نیاوردهاند، به خاطر معجزه دیگری است تحت عنوان «اعجاز صرفه». «اعجاز صرفه» یعنی میخواهد بیاورد و میتواند بیاورد، ولی خدا نمیگذارد بیاورد. خب معجزه است دیگر، این هم یک معجزه است. بله، میخواهد بیاورد، خدا نمیگذارد بیاورد. خب این یک نقد جدی دارد. ولی من نسبت به خود انقلاب اسلامی قائل به «اعجاز صرفه» هستم. یعنی از روز پیروزی انقلاب تا به الان، آمریکاییها الان قطعاً در پژوهشکدههایشان بررسی کردهاند که ما چرا همان روز اول کار را تمام نکردیم؟ غافل از این که خدا نگذاشت، خدا منصرفشان کرد. الان هم که دارند اقدام میکنند، خب شما ببینید که آمریکاییها چقدر در جهان منزوی شدند. چرا؟ به خاطر اینکه بد برداشت کرد، بد عمل کرد، آنجوری که باید نشد، چون خدا یار اینها نیست. به قول رهبر شهید، در محاسباتشان شیطانی فکر میکنند، تابع هوای نفس هستند. اصلاً در سوره مبارکه محمد (صلی الله علیه و آله) آنجا که بحث جبهه حق و باطل را مطرح میشود، و علت اینکه باطل محوشدنی است، چون تابع هوا و هوس است، و علت اینکه حق ماندنی است، چون تحقق خارجی دارد و برگرفته از ذات ربوبی است. حق اصلی خداست و آنچه از طرف خداست.
حالا عرض من این است: بله، از اول انقلاب تا به امروز که چهل و هفت سال از انقلاب میگذرد، همیشه جمهوری اسلامی دفاع کرده است. یعنی این ملت ایران چه گناهی کرده؟ عالم دنیا باید به این پاسخ بدهد. آقا مردم میخواهند آزاد باشند، مستقل باشند، نمیخواهند مثل کشورهای خلیج فارس امنیتشان را کرایه کنند. امنیت کرایهای میشود. همان که الان در خلیج فارس دیدید. کشورهای خلیج فارس، قطر امارات و عربستان، فکر میکردند امنیت دارند چون آمریکاییها آنجا پایگاه دارند. از خودشان هم نتوانستند محافظت کنند، چه برسد از کشورهای دیگر. الان باید به این جمله امام شهید ما که سالها پیش بیان کردند که «ابرقدرت خداست، با خدا ببندید نه با کدخدا» برسند.
اعتقاد بنده این است که اصلاً آیات قرآن در این چهل و هفت سال تفسیر شده؛ ما تفسیر آیات قرآن را در عرصه میدان داریم میبینیم. یک آیه دیگر بگویم که خیلی معروف است: «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ» و بعد چه اتفاقی میافتد؟ نتیجش میشه «و یُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ» . شما دین خدا را یاری کنید، خدا شما را یاری میکند. وعده حق است. «إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ» .
سوالی که احتمال داره پیش بیاد اینه که آیا ما یاری خدا را دیدیم؟ من در جنگ هشت ساله هر چه میدیدم، معجزه بود. بسیجیهای ما با کت و شلوار میآمدند. در دنیا بگویید شما در یک جنگ جهانی شرکت میکنید که او همه چیز دارد، عِده دارد، عُده دارد. بیش از شصت، هفتاد کشور نیروی رزمی فرستاده بودند. میدان ما پر از اسرای چندین کشور بود؛ هواپیماهایشان، موشکهایشان، همه چیزش. بسیجی ما در این شرایط با کت و شلوار آمده بود در جبهه! یک وقت در یکی از عملیاتها، منور زده بودند کنار من، یک بندهخدایی خوابیده بود، کت و شلواری بود، اسلحه داشت. من خندیدم به او گفتم: «آقا این چه وضعش است؟» گفت: «مگه چیه؟» گفتم: «خب اسلحهات کو؟» گفت: «یکی از شماها شهید میشود، اسلحه را برمیدارم.» یعنی اسلحه نداشتیم. اسلحه نداشتید، لباس رزم نبود که همه بپوشند!
بنده از اول انقلاب تا به الان تجربه های مختلفی را دیدهام، ولی این تجربه را هیچ وقت ندیدهام. این همه شب در خیابان، آن هم این حد از ایثار، واقعاً جای تجزیه و تحلیل دارد. اینکه رهبر شهید ما فرمودند که خداوند ملت را مبعوث میکند و کار را مردم تمام میکنند. شما همین مذاکرهای که اتفاق افتاد را ببینید. اگر پشتیبانی مردم، دعای مردم، حضور مردم نبود، احتمالاً در مذاکرات دست بالا نداشتیم و این عزیزان باید میآمدند به مردم جواب میدادند. کدام مردم؟ مردمی که در میدان و خیابان قیام کردند. «قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَیٰ وَفُرَادَیٰ». این آیه تفسیر شده است.
در هر صورت، ما جنگ ابتدایی داریم اما مواردش بسیار کم است. عمدتاً از ابتدای بعثت پیامبر عظیمالشأن (صلی الله علیه و آله)، غالب جنگها را دشمنان تحمیل میکردند و مسلمانان دفاع میکردند. آنها برنمیتافتند و اینها مقاومت میکردند. همیشه هم پیروزی با جبهه حق بوده است. چند روزی فراعنه جولان دادند، اما آخرش یا با آب خفه شدند، یا با زلزله از بین رفتند، یا با صاعقه نابود شدند.
یکی از من سؤال کرد که انگیزه این افرادی که این دهها روز است که میآیند چیست؟ گفتم: «تحلیل من این است که مردم عزیز یک واقعه جدیدی را دارند تجربه میکنند به نام جهاد. بعد که میبینند که این جهاد چقدر در روح و روانشان تأثیر دارد. همهی لذتها که مادی نیست. به قول بزرگان اگر ترک لذت را کسی لذت بداند، دیگر لذتهای دنیا را لذت نمیداند.
مردم احساس میکنند حضورشان در میدان با یک پرچم، دشمن را عصبانی میکند. میگوید: “من میآیم، میخواهم وجود مؤثر باشم. ” همانطور که مقام معظم رهبری (حفظه الله) فرمودند: شما در میدان باشید تا آنهایی که در صفاند، در خط مقدماند، نفس پیدا کنند، انرژی پیدا کنند. اینها را کاملاً احساس کردهاند. یعنی بچه این را میفهمد، بزرگ میفهمد، دانشمندش میفهمد، کمسواد همگی این را اشتراکاً میدانند که حضورشان در میدان باعث عصبانیت دشمن است و لذا به دشمن میگویند: از این عصبانیت بمیر، ولی ما دست از میدان برنمیداریم.
اینکه حضرت آیتالعظمی جوادی آملی (دام ظله) یک سخنرانی کرد، یک بخشی از آن را پخش کردند که ایشان بغض کرد و فرمود: «من در مقابل عظمت این مردمی که در میدان هستند و پرچم توحید را به دست گرفتهاند، احساس کوچکی میکنم. اینها فرشتههای الهی هستند.» ایشان فیلسوف است، فقیه است، عارف است، تعارف نمیکنند. یعنی عظمتی که مردم خلق کردند، دشمن را واقعاً عصبانی کرده است. دشمنی که اطلاعات ناقص به او داده بودند که «آقا مردم خسته شدند، مردم از مسجد بیزارند، مردم از قرآن بیزارند.» لذا این گروه اغتشاشگر را آوردند، مسجد آتش زدند، قرآن آتش زدند، فیلمهایش را گرفتند، به آن طرف بردند تا اینکه مسئله رنسانس را مطرح کنند که آقا در ایران رنسانس اتفاق افتاده!. اصلاً انسان متحیر میماند که اینهایی که ماهوارههای عجیب غریب دارند که یک پرنده پر میزند را میفهمند، چطور اینها را نفهمیدند. بنده این اسم این را میگذارم معجزه خدا. یکجورایی خدا اینها را به نفهمی انداخت، چون اینها دنبال وهم اند. خداوند فرمود: «اتَّبَعُوا الْهَوَاءَ» ؛ اینها از هوا تبعیت میکنند.
در سوره مبارکه بقره، آیه ۱۹۰: «وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ» ؛ بجنگید در راه خدا با کسانی که با شما میجنگند. یعنی دفاع. اما یادتان باشد در دفاع کردن از حق و حقوق و قوانین تجاوز نکنید. ما همین کار را کردیم. ما در جنگ مردم را نزدیم، آنها زدند. بیمارستان نزدیم، آمبولانس نزدیم، بچههایشان را نزدیم، مدرسه نزدیم، چون ما بر اساس دستور خدا عمل میکنیم. ما مدرسه نزدیم، مثل جنایتی که دشمن صهیونی و آمریکایی کرد و مدرسه میناب را زدند. اینها جیگر ما را سوزاندند. رهبر عزیز ما را که محبوب دلهای همه آزادیخواهان است، زدند.
این فعل امر، دستور است که اگر دشمن به شما حمله کرد، دستتان را بالا نبرید، با آنها بجنگید، ولی یادتان باشد در جنگ حد و حدود را رعایت کنید و از حد و حدودی که اسلام برایتان در نظر گرفته، تجاوز نکنید.





ثبت دیدگاه