یکشنبه, ۱۰ خرداد , ۱۴۰۵ ساعت ×
​​​​​​​حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای صاحب مدرسه فکری در فقه و اصول هستند
  • 1405-03-03 ساعت: ۱۰:۰۸
  • حجت‌الاسلام والمسلمین احمدی سیستانی در نشست علمی «مبانی فقهی و اصولی حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای» با تبیین جایگاه «مدرسه‌داری» در تاریخ تطور فقه و اصول شیعه، تأکید کرد: بحث درباره اجتهاد معظم له، تنها سخن گفتن از مرتبه‌ی حداقلی توان علمی است، در حالی که باید از منظری فراتر یعنی از زاویه «صاحب‌مدرسه بودن» […]

    ارسال توسط :
    پ
    پ

    حجت‌الاسلام والمسلمین احمدی سیستانی در نشست علمی «مبانی فقهی و اصولی حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای» با تبیین جایگاه «مدرسه‌داری» در تاریخ تطور فقه و اصول شیعه، تأکید کرد: بحث درباره اجتهاد معظم له، تنها سخن گفتن از مرتبه‌ی حداقلی توان علمی است، در حالی که باید از منظری فراتر یعنی از زاویه «صاحب‌مدرسه بودن» به منظومه فکری ایشان نگریست.

    به گزارش خبرنگار حامیان قرآن، در نشست علمی «مبانی فقهی و اصولی حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی» که با حضور جمعی از پژوهشگران حوزوی و به همت مرکز فعالیت‌های فرهنگی اجتماعی تبیان افغانستان و با همکاری معاونت پژوهش مجتمع آموزش عالی فقه، در نمایندگی این مرکز در قم برگزار شد، حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمصطفی احمدی سیستانی در سخنانی با اشاره به ضرورت پرداختن روش‌مند و مستند به مبانی علمی حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، اظهار کرد: آنچه تاکنون در برخی نشست‌ها و سخنرانی‌ها درباره شخصیت علمی ایشان ارائه شده، در مواردی بیش از آنکه ناظر به مبانی واقعی فقهی و اصولی ایشان باشد، در سطح برخی کلیات باقی مانده است و همین امر موجب شده که هنوز بخش مهمی از ظرفیت علمی این منظومه فکری، آن‌گونه که باید و شاید، معرفی نشود.

    وی افزود: اگرچه در سال‌های گذشته درباره شخصیت علمی ایشان مطالبی مطرح شده، اما آنچه به‌ صورت مستقیم برگرفته از مبانی فقهی و اصولی معظم‌له باشد، کمتر در معرض بحث و بررسی قرار گرفته است. از این‌ رو، برگزاری چنین نشست‌هایی را باید گامی مهم در جهت جبران این خلأ و آغاز مسیری دانست که می‌تواند به بازشناسی دقیق‌تر یک مدرسه فکری در حوزه معاصر بینجامد.

    حجت‌الاسلام والمسلمین احمدی سیستانی در ادامه، برای تبیین مدعای خود درباره جایگاه علمی حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، بحث را از یک مقدمه تاریخی آغاز کرد و گفت: در سنت حوزه‌های علمیه، باید میان سطوح مختلف مرجعیت علمی تفکیک قائل شد.

    به گفته وی، همه بزرگان لزوماً در یک رتبه قرار نمی‌گیرند؛ برخی به مرتبه اجتهاد می‌رسند، برخی در مرتبه تربیت شاگرد و توسعه حلقه‌های علمی قرار می‌گیرند، اما گروهی از عالمان بزرگ موفق می‌شوند «مدرسه» پدید آورند؛ یعنی نحله‌ای فکری با مختصات روشن، مبانی مشخص و قابلیت امتداد در نسل‌های بعدی بسازند.

    حجت‌الاسلام والمسلمین احمدی سیستانی در همین چارچوب، به نقش تاریخی شیخ انصاری در تکوین مدرسه اصولی متأخر شیعه اشاره کرد و گفت: به‌ طور دقیق می‌توان گفت بخش عمده فقه و اصول متأخر شیعه به‌ ویژه در قرون اخیر تحت تأثیر مدرسه شیخ انصاری شکل گرفته است.

    وی تصریح کرد: عظمت شیخ تنها در قدرت استدلالی، ژرف‌نگری علمی یا مهارت آموزشی او خلاصه نمی‌شود، بلکه نقطه اصلی در آن است که شیخ، در علم اصول یک ابداع روش‌شناختی بنیادین پدید آورد و از همین رهگذر به «صاحب مدرسه» بدل شد.

    استاد حوزه با اشاره به ساختار ابتکاری رسائل شیخ انصاری افزود: آنچه در آغاز رسائل می‌بینیم، بیانگر نحوه‌ای تازه از صورت‌بندی علم اصول است. شیخ، اصول را از زاویه حالات مکلف سامان می‌دهد و به همین دلیل، مباحث اصولی را بر محور شک، قطع و ظن تنظیم می‌کند. از این منظر، شیخ تنها شارح یا منقح مباحث پیشینیان نبود، بلکه در واقع معمار یک نحو تازه از اندیشیدن اصولی به شمار می‌آید.

    حجت‌الاسلام والمسلمین احمدی سیستانی در ادامه به چرایی این نوآوری پرداخت و خاطرنشان کرد: ابداع شیخ انصاری را باید در متن منازعات او با جریان اخباری‌گری فهم کرد. اخباریون با تکیه بر این مبنا که بهره‌گیری از قواعد استدلالی و عقلی به خطا می‌انجامد، خواستار انحصار فهم دین در نقل روایات بودند. در چنین فضایی، شیخ با طرح مسئله حجیت ذاتی قطع، بنیان این تلقی را به چالش کشید و از مسیر تثبیت جایگاه معرفتی قطع، راه را برای دفاعی ریشه‌ای از روش اجتهادی گشود.

    به اعتقاد سخنران نشست، این نقطه نه‌ تنها در تاریخ تطور اصول شیعه بلکه در افول تفکر اخباری‌گری نیز نقشی تعیین‌کننده ایفا کرد.

    وی سپس به تطور این مدرسه در نسل‌های بعدی اشاره کرد و گفت: در میان شاگردان و متأثران از شیخ انصاری، همه در یک سطح قرار نمی‌گیرند. برخی از آنان شخصیت‌های بزرگ و ممتاز علمی‌اند، اما صاحب مدرسه شدن، امری فراتر از برجستگی علمی فردی است. در این میان، آخوند خراسانی را باید یکی از برجسته‌ترین چهره‌هایی دانست که توانست در امتداد سنت شیخ، مدرسه‌ای مستقل پدید آورد.

    حجت‌الاسلام والمسلمین احمدی سیستانی توضیح داد: آخوند، از یک‌ سو با نگارش آثار ناظر به رسائل، عمق فهم خود از مکتب شیخ را نشان داد و از سوی دیگر، با نگارش کفایه، در مقام بازاندیشی انتقادی نسبت به مبانی پیشین ظاهر شد.

    به گفته سخنران نشست، اگر شیخ انصاری در اصول بیشتر رویکردی عقلایی دارد، آخوند خراسانی در این دانش، نوعی گرایش به تفلسف را وارد می‌کند؛ گرایشی که نباید آن را با فیلسوف بودن شخص آخوند خلط کرد، اما در عین حال، در ساختار و نحوه تحلیل او حضوری آشکار دارد.

    وی افزود: از دل نحله فکری آخوند نیز شخصیت‌هایی سر برمی‌آورند که خود به صاحبان مدرسه بدل می‌شوند؛ از جمله محقق اصفهانی و محقق عراقی. محقق اصفهانی فلسفه را با شدت بیشتری در اصول وارد می‌کند و محقق عراقی، عقل‌ورزی و تفلسف را به نحوی خاص در هم می‌آمیزد.

    حجت‌الاسلام والمسلمین احمدی سیستانی در ادامه، با اشاره به جایگاه ممتاز مرحوم محقق نائینی، اظهار کرد: اگرچه محقق نائینی در فضای پس از آخوند قرار دارد، اما از حیث هویت علمی، خود را بیشتر در نسبت با شیخ انصاری تعریف می‌کرد.

    وی مرحوم نائینی را از بزرگ‌ترین مدرسه‌داران مکتب نجف دانست و گفت: مرحوم نائینی با بازگشت خلاقانه به مبانی شیخ و ارائه تقریری نو از آن‌ها، توانست یک نحله تأثیرگذار در اصول پدید آورد. بدین ترتیب، در مدرسه نجف با مجموعه‌ای از چهره‌های مدرسه‌ساز مواجه می‌شویم که هر یک با مختصات خاص خود، جریان‌ساز شده‌اند.

    حجت‌الاسلام والمسلمین احمدی سیستانی با بر شمردن ادامه این سلسله در دوره‌های متأخرتر، از مرحوم آیت‌الله خویی به‌ عنوان یکی دیگر از چهره‌های شاخص مدرسه‌داری در نجف یاد کرد و افزود: آیت‌الله خویی(ره) با آنکه از محضر بزرگانی چون محقق اصفهانی و محقق نائینی بهره برده بود، در نهایت، با سامان دادن به دستگاهی مستقل و نافذ در فقه و اصول، مکتب نجف را برای چند دهه تحت تأثیر خود قرار داد.

    استاد حوزه همچنین با اشاره به سنت علمی قم، مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری و مرحوم آیت‌الله بروجردی را از چهره‌های ممتاز مدرسه‌دار دانست و خاطرنشان کرد: در امتداد این مسیر، اوج مدرسه قم در عصر متأخر، در شخصیت حضرت امام خمینی (ره) متجلی شد و در نجف نیز این قله در شخصیت شهید آیت‌الله سیدمحمدباقر صدر قابل مشاهده است.

    سخنران نشست پس از ترسیم این شجره تاریخی، به مدعای اصلی خود بازگشت و تصریح کرد: بر اساس فهم و تتبعی که در مکاتب مختلف حوزوی داشته‌ام، حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای را باید در زمره صاحبان مدرسه فکری دانست.

    وی با تأکید بر اینکه بحث از اجتهاد حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، تنها بیانگر مرتبه‌ی حداقلی از توان علمی است، افزود: وقتی درباره شخصیتی سخن می‌گوییم که دارای منظومه فکری، مبانی متمایز و قدرت تأثیرگذاری در ساختار استنباط و تحلیل‌های علمی است، دیگر صرف اثبات اجتهاد کافی نیست؛ باید از «مدرسه‌داری» سخن گفت.

    سخنران نشست در توضیح این ادعا گفت: تشخیص صاحب‌مدرسه بودن یک فقیه، با مشاهده برخی پاسخ‌ها به استفتائات یا نقل چند خاطره علمی حاصل نمی‌شود. چنین داوری‌ مستلزم آن است که انسان مکاتب اصلی اصولی و فقهی حوزه‌های نجف، قم و مشهد را به‌ خوبی بشناسد، متون محوری آن‌ها را خوانده و تحلیل کرده باشد و بتواند نسبت‌های میان این نحله‌ها و یک منظومه جدید را درک کند. از این منظر، آنچه درباره حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای طرح می‌شود، ناظر به یک برجستگی فردی ساده نیست، بلکه سخن از یک ظرفیت مکتب‌ساز و مدرسه‌آفرین است.

     

    ​​​​​​​آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای صاحب مدرسه فکری در فقه و اصول هستند

     

    حجت‌الاسلام والمسلمین احمدی سیستانی برای تبیین بخشی از نوآوری‌های فکری حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، وارد بحثی روش‌شناختی شد و یکی از بنیادی‌ترین نکات در منظومه علمی معظم‌له را نسبت میان «ثبوت» و «اثبات» دانست.

    به گفته وی، در معرفت‌شناسی و حتی در نظام‌های حقوقی، دو رویکرد کلان قابل شناسایی است: رویکرد ثبوتی و رویکرد اثباتی. در رویکرد ثبوتی، نظام‌ساز ابتدا بر پایه یک‌ سری تعاریف و واقعیات کلیِ مفروض، چارچوبی نظری می‌سازد و سپس می‌کوشد پدیده‌های خارجی را در درون آن چارچوب تحلیل کند. در مقابل، رویکرد اثباتی بر مشاهده واقعیت‌های عینی، نیازهای اجتماعی و واکنش به شرایط زیسته تکیه دارد و از دل آن‌ها گزاره‌های حقوقی و معرفتی را استخراج می‌کند.

    حجت‌الاسلام والمسلمین احمدی سیستانی توضیح داد: این دو سنخ نگاه را می‌توان در حوزه‌های مختلف دانش، از حقوق تا فلسفه و کلام و اصول و فقه، مشاهده کرد.

    به اعتقاد وی، در بسیاری از سنت‌های رایج حوزوی، به‌ ویژه در فلسفه و تا حدی در کلام و اصول، غلبه با نگاه ثبوتی است؛ یعنی ابتدا تصویری ذهنی و کلان از واقعیت ساخته می‌شود و سپس سعی می‌شود همه تحلیل‌های خارجی بر اساس آن تنظیم گردد. هرچند این رویکرد دارای مزایایی در انسجام مفهومی است، اما اگر از واقعیت‌های عینی، زمینه‌های تاریخی و اقتضائات اجتماعی فاصله بگیرد، می‌تواند به نوعی گسست میان نظریه و واقعیت بینجامد.

    در مقابل، حجت‌الاسلام والمسلمین احمدی سیستانی بر اساس تقریر خود از مبانی حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، تأکید کرد که معظم‌له هیچ‌ یک از این دو سویه را به‌ تنهایی کافی نمی‌دانند.

    وی با استفاده از تعبیر «منطق ترابطی» اظهار کرد: از منظر ایشان، باید میان ثبوت و اثبات، نوعی تناسب و پیوند زنده برقرار کرد. نه می‌توان تنها بر ظاهر داده‌های اثباتی تکیه کرد و از مبانی ثبوتی غافل ماند، و نه می‌توان صرفاً با تکیه بر ساخت‌های ذهنی و کلی، از واقعیت‌های عینی، شرایط تاریخی و نحوه شکل‌گیری موضوعات چشم پوشید.

    سخنران نشست برای توضیح این مطلب، به مثال‌های کلامی و تفسیری اشاره کرد و گفت: اگر کسی صرفاً بر مبنای ظاهر اثباتیِ یک تعبیر قرآنی مانند «یدالله فوق أیدیهم» داوری کند، گرفتار فهم جسمانی از ذات الهی می‌شود؛ در حالی که مبانی ثبوتیِ درست، انسان را از چنین لغزش‌هایی باز می‌دارد. اما در سوی دیگر، اگر کسی تنها در قلمرو مفاهیم کلی و انتزاعی باقی بماند و نسبت آن‌ها را با نحوه حضورشان در متن تاریخ و جامعه و ساحت عمل روشن نکند، باز هم در فهم و استنباط دچار خلأ خواهد شد. از همین‌ رو، وی این موازنه میان ثبوت و اثبات را از مبانی ریشه‌ای و نوآورانه در منظومه فکری حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای توصیف کرد.

    حجت‌الاسلام والمسلمین احمدی سیستانی در ادامه، برای نشان دادن کارکرد این مبنا در علم اصول، مسئله «حجیت خبر واحد» را به‌ عنوان نمونه‌ای روشن مطرح ساخت.

    وی گفت: در بحث‌های رایج اصولی، معمولاً تمرکز بر ادله لفظی همچون آیه نبأ، آیه نفر و برخی روایات و تقریرات مشهور اصولیان از جمله شیخ انصاری قرار می‌گیرد. این مباحث بی‌تردید مهم و لازم‌اند، اما از نگاه حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، این سطح از بحث کفایت نمی‌کند. برای دستیابی به فهم دقیق‌تر از حجیت خبر واحد، باید «فضای اعتبارسنجی روایات» را نیز واکاوی کرد.

    به گفته حجت‌الاسلام والمسلمین احمدی سیستانی، مقصود از واکاوی فضای اعتبارسنجی آن است که پژوهشگر خود را در متن تاریخیِ صدور، نقل، کتابت، تداول و عمل به روایات قرار دهد و تنها به صورت‌بندی انتزاعیِ یک قاعده اکتفا نکند.

    وی در همین زمینه، مثالی از تقریرهای درسی معظم‌له نقل کرد و گفت: همان‌گونه که مشاهده یک مستند از طبیعت، تنها تصویری زیبا و دورادور از یک اقلیم به دست می‌دهد، اما حضور در همان فضا واقعیت‌های پنهان دیگری چون رطوبت، سختی و آفات آن را آشکار می‌سازد، در باب روایات نیز نباید به تصویر دورادور و انتزاعی اکتفا کرد، بلکه باید وارد زیست‌ جهان واقعیِ نقل حدیث شد.

    حجت‌الاسلام والمسلمین احمدی سیستانی با شرح این رویکرد، توضیح داد: در مسئله حجیت خبر واحد، پرسش فقط این نیست که آیا «خبر ثقه» به‌ عنوان یک مفهوم انتزاعی حجت است یا نه، بلکه باید بررسی کرد که در فضای واقعیِ شکل‌گیری میراث حدیثی شیعه، روایت‌ها چگونه منتقل شده‌اند. آیا عمده انتقال‌ها به‌ صورت صرفاً سینه‌ به‌ سینه بوده است، یا آنکه از همان آغاز، نوشتن، ثبت کردن، تدوین و عرضه بر معصوم (ع)، در شکل‌گیری اعتبار احادیث نقش داشته است؟

    وی در ادامه، با تأکید بر جایگاه «اصول» و نوشته‌های اولیه اصحاب، گفت: بر اساس این تقریر، وقتی اصحاب سخنان ائمه (ع) را می‌نوشتند و این نوشته‌ها در طول زمان انباشته می‌شد، مسئله تنها نگارش یک متن نبود؛ بلکه این متون در فضای حضور معصوم (ع)، در معرض پرسش، پالایش، اصلاح و عمل قرار می‌گرفتند.

    به تعبیر سخنران نشست، آنچه بعدها به‌ صورت بخشی از کتب مشهور و معتبر در اختیار عالمان متأخر قرار گرفت، محصول یک فرایند ممتد اجتماعی، علمی و عملی بود؛ فرایندی که در آن، عرضه بر معصوم، عمل اصحاب، اشتهار تدریجی و پالایش روش‌مند، در کنار یکدیگر قرار داشتند.

    حجت‌الاسلام والمسلمین احمدی سیستانی افزود: در این نگاه، شهرتِ یک کتاب یا مجموعه روایی صرفاً یک امر اعتباریِ پسینی نیست، بلکه می‌تواند نشانگر مسیری از تداول و عمل باشد که در مرأی و مسمع معصوم (ع) شکل گرفته است. در چنین صورتی، اعتبارِ روایات تنها با یک بحث انتزاعی درباره وثاقت فردی راویان یا صرف استظهار از یک آیه و روایت تعیین نمی‌شود، بلکه نیازمند درک شبکه‌ای از عوامل تاریخی و معرفتی است. همین‌جا است که مبنای ترابط میان ثبوت و اثبات، خود را در یک مسئله اصولی به‌ صورت ملموس نشان می‌دهد.

    سخنران این نشست در بخش دیگری از سخنان خود، به نسبت این نگاه با مسئله «اجماع دخولی» در کلمات سید مرتضی اشاره کرد و گفت: یکی از تقریرهای بدیع در این زمینه آن است که مجموعه روایات موجود، با توجه به نحوه شکل‌گیری، تداول، عرضه و پالایش آن‌ها، می‌تواند نوعی مشابهت با ایده اجماع دخولی پیدا کند؛ یعنی حضوری از امام در متن فرایند اعتباربخشی به این میراث قابل تصور باشد. مقصود از این سخن، همان‌انگاری کامل این دو نیست، بلکه بیان نوعی تقریب تحلیلی است که می‌تواند فهم تازه‌ای از نسبت میان سنت روایی و حضور تأییدی معصوم (ع) در فرایند شکل‌گیری منابع به دست دهد.

    حجت‌الاسلام والمسلمین احمدی سیستانی در عین حال، مرز این دیدگاه را با اخباری‌گری نیز روشن ساخت و گفت: تفاوت اساسی این تقریر با مبنای اخباریون در آن است که اخباری‌ها روایات موجود در کتب مشهور را قطعی می‌انگارند، در حالی که در این نگاه، چنین قطعیتی ادعا نمی‌شود. برعکس، علم رجال، شناخت طبقات راویان، دقت در شخصیت‌های رجالی، تمییز میان مشهور و غیرمشهور، و فهم ظرایف اسنادی، همگی همچنان ضروری‌اند.

    سخنران نشست در همین زمینه، بر تسلط بالای حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای بر مبانی رجالی و دقایق مربوط به شخصیت‌های حدیثی تأکید کرد و آن را از امتیازات برجسته علمی معظم‌له برشمرد.

    وی ابراز امیدواری کرد که مجموعه‌ی مباحث این‌چنینی با تلاش محققان، فضلا و شاگردان، به‌ صورت منقح و قابل عرضه در اختیار جامعه علمی حوزه قرار گیرد تا امکان آشنایی دقیق‌تر با مبانی فقهی و اصولی حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای فراهم شود.

    به گفته حجت‌الاسلام والمسلمین احمدی سیستانی، آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد، عبور از کلی‌گویی‌ها و رسیدن به مرحله‌ای است که در آن، مبانی یک فقیه صاحب‌منظومه، با زبان تحقیق، تقریر و نقد علمی عرضه شود.

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.