جمعه, ۱۵ خرداد , ۱۴۰۵ ساعت ×
طلبگی؛ پاسداری از مرزهای عقیدتی در برابر جنگ نرم دشمن
  • 1405-02-24 ساعت: ۹:۳۲
  • استاد حوزه علمیه تاکید کرد: در عصر حاضر که اسلام با شبهات و هجمه‌های بی‌سابقه‌ای از سوی دشمنان مواجه است، تربیت متخصصانی در حوزه‌های علمیه که با ادبیات روز آشنا بوده و توان دفاع منطقی از کیان دین را داشته باشند، امری ضروری و حیاتی است.
    ارسال توسط : منبع : حوزه
    پ
    پ

     استاد حوزه علمیه تاکید کرد: در عصر حاضر که اسلام با شبهات و هجمه‌های بی‌سابقه‌ای از سوی دشمنان مواجه است، تربیت متخصصانی در حوزه‌های علمیه که با ادبیات روز آشنا بوده و توان دفاع منطقی از کیان دین را داشته باشند، امری ضروری و حیاتی است.

    به گزارش حامیان قرآن، با توجه به آغاز ثبت‌نام حوزه‌های علمیه و حضور پرشور علاقه‌مندان برای نام‌نویسی در این مسیر نورانی، این پرسش نیز مطرح می‌شود که طلاب و روحانیون آینده چه نقشی در شرایط حساس و پرچالش امروز می‌توانند ایفا کنند. امروز که دشمنان با بهره‌گیری از هر ابزاری در این جنگ نرم به دنبال انحراف افکار عمومی و تضعیف باورهای دینی هستند، اهمیت رسالت طلبگی چیست؟

    از این‌رو، برای بررسی ابعاد این موضوع و تبیین نقش طلاب در روشنگری، بصیرت‌افزایی و مقابله با شبهات، گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام حجت الله آتش ‌افروزمند، استاد حوزه علمیه، ترتیب داده‌ایم تا نظر وی را جویا شویم. در ادامه، متن این مصاحبه را پیشکش حضورتان می‌کنیم، به امید آنکه اهمیت نقش حوزه علمیه در روشنگری جامعه بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.

     

    چرا افراد در حوزه‌های علمیه تحصیل می‌کنند و فلسفه و چراییِ تحصیل در حوزه‌های علمیه چیست؟

    بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

    برای پاسخ به این پرسش، می‌توان از دو منظر برون دینی و درون دینی به موضوع نگریست. از دیدگاه عقلی، فلسفه وجودی تحصیل در حوزه‌های علمیه به فلسفه خلقت انسان بازمی‌گردد. اگر قرار است انسان به خدا برسد و دین نسخه‌ای است که انسان را به خدا می‌رساند، پس باید در هر عصری کسانی باشند که:

    – دین را بیاموزند
    – آن را به مردم تبلیغ کنند
    – و هر جا که ممکن باشد، دین را در جامعه پیاده‌سازی کنند

    این، فلسفه اصلی وجودی حوزه‌های علمیه و فلسفه تحصیل در آنجاست.

    در واقع فلسفه وجودی تحصیل در حوزه های علمیه، در راستای تبیین، تبلیغ و اجرای دین است. به عبارت دیگر، حوزه علمیه نهادی است که راه انبیا را ادامه می‌بخشد؛ چراکه منظور از طلبه و روحانی، کسی است که:

    1. مرحله نخست: دین را به‌صورت تخصصی و عمیق فرا می‌گیرد
    2. مرحله دوم: آن را به مردم آموزش می‌دهد
    3. مرحله سوم: در جهت تحقق دین در سطح جامعه فعالیت می‌کند.

    طلاب؛ پاسداران مرزهای عقیدتی در برابر جنگ نرم دشمن

    حوزه علمیه مجموعه‌ای است که افراد را از نظر علمی و اخلاقی تربیت می‌کند تا به این مقاصد نائل شوند.

    یکی دیگر از فلسفه‌هایی که می‌توان برای تحصیل در حوزه‌های علمیه بیان کرد، ضرورت دفاع از مکتب اسلام در برابر شبهات و هجمه‌ها است.

    هر مکتب فکری همواره با سؤالات، شبهات و هجمه‌های مختلفی مواجه است. مکتب اسلام نیز از این قاعده مستثنا نیست. با توجه به حقانیت و اتقان اعتقادات و معارف اسلامی، و با عنایت به اینکه دشمنان نیز اثرگذاری اسلام را به‌خوبی درک کرده اند و همچنین با توجّه به گرایش جهانی روزافزون به سوی اسلام شیعی، شبهات و حملات علیه اسلام نسبت به سایر مکاتب صدچندان است.

    سایر مکاتب صدچندان است.

    پرسش اینجاست: چه کسی باید از این مکتب فکری، از این اسلام ناب دفاع کند؟ چه کسی باید مرزهای عقیدتی را پاسداری نماید؟

    پاسخ روشن است: کسانی که با این دین به صورت تخصصی مانوس باشند و همچنین با ادبیات روز آشنا باشند و توان دفاع منطقی داشته باشند.

    بنابراین لازم است افرادی تربیت شوند که:
    – در حوزه علمیه درس بخوانند
    – متخصص شوند
    – مجهز و مسلّح گردند
    – و بتوانند در برابر این هجمه‌ها و شبهات پاسخ‌گو باشند

    این نیز یکی دیگر از فلسفه‌ها و دلایلی است که ضرورت تحصیل در حوزه‌های علمیه را تبیین می‌کند.

     

    ضرورت تحصیل در حوزه‌های علمیه

    اما اگر بخواهیم دلایل دینی برای تبیین فلسفه تحصیل در حوزه‌های علمیه بیاوریم، با مراجعه به متون مقدس اسلام، به صراحت، دستورات و توصیه‌هایی درباره ایجاد جریانی پیوسته برای دین‌شناسی و دین شناساندن مشاهده می‌کنیم.

    از جمله مشهورترین آیاتی که در شروع ورود طلبه‌ها به حوزه علمیه همواره خوانده و تاکید می‌شود، آیه شریفه:

    ﴿فَلَوْلَا نَفَرَ مِن کُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَلِیُنذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ﴾ است.
    (سوره توبه، آیه ۱۲۲)

    این آیه شریفه به صراحت ترغیب می‌کند که از هر طایفه‌ای گروهی کوچ کنند تا متفقه (شناخت عمیق) در دین شوند، سپس به سوی قوم خود بازگردند و وظیفه تبلیغی و هدایت‌گری را انجام دهند.

    خداوند متعال در این آیه شریفه می‌فرماید: گروهی از افراد جامعه باید برای فهم عمیق دین و سپس بازگشت به میان مردم و هدایت‌گری آنان تربیت شوند. این یک وظیفه است و باید صورت بگیرد و دقیقا حوزه در همین راستا شکل گرفته است و تحصیل در آن نیز، برای تحقق این خواست تشریعی خداوند است.

    اگر به ابتدای سیره پیامبر (ص) پس از بعثت توجه کنیم، می‌بینیم که همین روند(پرورش معلم و مبلغ و مبین دین) از همان ابتدا، وجود داشته است. اولین حوزه علمیه را می‌توان محضر پیامبر (ص) دانست که شاگردانش امیرالمؤمنین علی (ع) و همسر باوفای پیامبر، حضرت خدیجه (س) بودند. اولین استاد نیز خود پیامبر (ص) بود که معارف دینی را به این دو بزرگوار آموخت.
    پس از آن نیز ائمه اطهار (ع) همین رویه را ادامه دادند و به شاگردانشان معارف دینی را آموختند و آنان را برای تبیین و تبلیغ دین به جاهای مختلف فرستادند؛ همان کاری که امروز به عهده حوزه های علمیه است.

     

    در روایات نیز تأکید فراوانی بر این موضوع شده است. از جمله روایات مشهور:

    «العلماءُ ورَثةُ الأنبیاء»
    (دانشمندان، وارثان پیامبرانند)

    این روایت شریف به‌خوبی جایگاه والای عالمان دینی و ضرورت تداوم مسیر دین‌شناسی را تبیین می‌کند.

    اگر علما و دانشمندان «وارثان پیامبران» هستند، پس بی‌تردید باید در طول تاریخ، مکانی و سازوکاری برای استمرار مسیر هدایتگری آنان فراهم باشد. از این رو، وجود نهادی به نام «حوزه علمیه» ضروری است؛ نهادی که در آن، معارف دینی و علوم مورد نیاز برای هدایت بشر آموزش داده می‌شود. پیامبران الهی هر یک در زمان مشخصی در این جهان حضور داشته‌اند و سرانجام نیز به قضای الهی از دنیا رفته‌اند. اما دین الهی که قرار است تا پایان حیات بشر، چراغ راه هدایت باشد، باید همواره در جامعه تداوم و نقش‌آفرینی داشته باشد. بنابراین وارثان پیامبران یعنی علما نیز موظف‌اند راه هدایت را استمرار بخشند.

    بر همین اساس، یکی از مهم‌ترین فلسفه‌های وجودی حوزه‌های علمیه و تحصیل در آن، امتداد دادن همان مسیر انبیا در عرصه تعلیم و تربیت و ترویج دین است. این امتداد زمانی تحقق می‌یابد که سازوکاری نظام‌مند وجود داشته باشد تا علوم و معارف دینی، در قالب آموزش‌های تخصصی و منسجم، آموخته شود و این مهم، با تحصیل در حوزه‌های علمیه صورت می گیرد.

    یکی از نکات دیگر در بیان فلسفه وجودی تحصیل در حوزه‌های علمیه، نقش آفرینی خودِ «حوزه علمیه» در طول تاریخ برای حفظ دین و تراث دینی است.

    برای روشن‌تر شدن این نکته، بیایید فرضی را تصور کنیم که حوزه ای نمی بود:

    اگر حوزه‌ای وجود نداشت که در آن فقها، محدثان، متکلمان، مفسران و عالمان دیگر ـ از جمله فلاسفه و دانش‌های وابسته به معارف دینی ـ تربیت شوند، امروز چه سرنوشتی برای قرآن، روایات و میراث علمی شیعه رقم رقم خورده بود؟! چه آموزه هایی به اسم دین به مردم خورانده میشد؟ چه تحریفات و انحراف هایی به جامعه در قالب دین تحمیل می شد؟

    اما به لطف خداوند و عنایت امام عصر ارواحنا فداه و تدبیر زعما و فقهای بزرگ شیعه، حوزه های علمیه، مسئول صیانت از شریعت ناب محمدی شدند و رسالت مهم حفظ و انتقال میراث دینی به نسل های بعدی، همچون:
    تبیین و تفسیر معارف قرآنی،
    گردآوری و تدوین معارف اهل‌بیت،
    جمع‌آوری و تهذیب و تنقیح احادیث،
    تفکیک روایات معتبر از غیر معتبر،
    و نیز تصحیح متون و سامان‌دهی میراث حدیثی را به انجام رساندند و تا کنون این روند نورانی و الهی ادامه داشته است.
    بنابراین، امروز ما می‌توانیم با اطمینان به معانی آیات، مضمون روایات معتبر و محتوای میراث دینی دسترسی داشته باشیم؛ و این اعتماد، حاصل همان «نقش آفرینی حوزه جهت صیانت از تراث» است که موجب شده معارف اسلامی به‌ویژه در بخش حدیث و تفسیر از تحریف‌های احتمالی، خطاهای علمی و آشفتگی‌های نقل، تا حد قابل توجهی مصون بماند.

    یکی از مهم‌ترین برکات تاسیس و بقای حوزه علمیه و فعالیت علمی طلاب و علما: حفظ، تدوین، تصحیح و انتقال معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام بوده است؛ نعمتی که هنوز هم اثرات آن در دسترسی ما به منابع معتبر دینی به‌روشنی مشاهده می‌شود.

    نقش طلاب و روحانیون در روشنگری، بصیرت‌افزایی و مقابله با شبهات و تبلیغات دشمنان در دنیای امروز چیست؟

    من پاسخ به این سوال رو با یک آیه شریفه آغاز می کنم. در واقع این آیه ،خط مشی تمام پیروان پیامبر اکرم و از جمله طلاب و روحانیت که پیرو خاص حضرت هستند را روشن می کند. آیه شریفه سوره مبارکه یوسف آیه صد و هشت که خداوند متعال به پیامبرش می فرماید:

    قُلْ هَٰذِهِ سَبِیلِی أَدْعُو إِلَی اللَّهِ عَلَیٰ بَصِیرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِی وَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ

    بگو: این طریقه و راه من است که من و هر کس پیرو من است بر پایه بصیرت و بینایی به سوی خدا دعوت می کنیم، و خدا از هر عیب و نقصی منزّه است و من از مشرکان نیستم.

    ای پیامبر، بگو این راه من است؛ من و هرکس که از من پیروی کند، با بصیرت به سوی خدا دعوت می‌کنیم. بر اساس این آیه، پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله مأموریت اصلی‌اش «دعوت به سوی خدا» و «روشنگری در مسیر رسیدن به خدا» است؛ دعوتی همراه با بصیرت و آگاهی.

    پس اگر روحانیت، به عنوان وارثان انبیا و ادامه‌دهندگان راه هدایت معرفی می‌شوند، نقش آنان نیز باید در همین چارچوب باشد. وظیفه اساسی حوزه و طلاب ـ در حقیقت ـ ادامه همان مسیر رسول خداست: دعوت مردم به سوی خداوند متعال و روشن‌کردن راه ایمان و بندگی. بنابراین، آیه شریفه نه تنها مأموریت پیامبر را بیان می‌کند، بلکه به روشنی نشان می‌دهد که پیروی واقعی از پیامبر، حرکت در همان مسیر دعوت به سوی خدا با بصیرت است؛ و این دقیقاً نقش محوری روحانیت است.

    می‌توان گفت حتی فلسفه وجودی روحانیت این است که به سوی خدا دعوت کند؛ همان‌گونه که پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در آیه شریفه فرمود: راه من دعوت به سوی خداست و هرکس از من پیروی کند، همان مسیر را با بصیرت ادامه می‌دهد.

    نکته دیگری که بسیار اهمیت دارد این است که عقل سلیم حکم می‌کند برای مقابله با هر تهدیدی، باید به متخصص همان حوزه مراجعه شود. همان‌طور که اگر در یک پالایشگاه یا کارخانه مشکلی پیش بیاید، طبیعی است که برای بررسی و رفع آن به متخصص مراجعه می‌کنند؛ یا اگر برای بدن انسان بیماری رخ دهد، برای درمان و حفظ سلامت جسم به پزشک متعهد و آگاه مراجعه می‌شود. حالا اگر مسئله، سلامت فکری و عقیدتی مردم باشد و جامعه در معرض هجوم شبهات پیچیده به ویژه فضای مجازی قرار بگیرد، طبیعی است که نقش متخصص دین‌شناس برجسته می‌شود؛ یعنی همان روحانیتی که دانش، تربیت و بصیرت دینی را از مسیر وحی و آموزه‌های اهل‌بیت علیهم‌السلام آموخته است. روحانیت در این عرصه، درست همانند پزشک عمل می‌کند:

    پزشک وقتی علائم بیماری را می‌بیند، ریشه بیماری را شناسایی می‌کند؛ یعنی این‌که بیماری از کجا رشد کرده و چه عاملی آن را تقویت کرده است، تا درمان، ریشه‌ای و مؤثر باشد. در میدان شبهات نیز روحانیت با ریشه‌یابی حمله‌های اعتقادی و معرفتی، درصدد درمان ریشه‌ای معضلات فکری و معرفتی مردم است؛ نه صرفاً پاسخ‌گویی مقطعی. بنابراین، در برابر تهدیدهای اعتقادی، وجود روحانیت به‌عنوان متخصص دین، یک ضرورت عقلی و عملی است؛ چراکه سلامت ایمان و بصیرت جامعه بدون تخصص دینیِ عالمان اهل‌حق، آسیب‌پذیر می‌شود.

    طلاب؛ پاسداران مرزهای عقیدتی در برابر جنگ نرم دشمن

    نقش برجسته طلاب در صیانت از مرزهای عقیدتی مسلمانان

    همانطور که در طرح سوال هم اشاره فرمودید، یکی از مهم‌ترین نقش‌های طلاب، مقابله با شبهات و تبلیغات دشمن است. این موضوع در روایات نیز مورد تأکید قرار گرفته است؛ به ویژه در روایت مشهوری از امام صادق (علیه‌السلام) که علمای دین را به عنوان مرزداران معرفی می‌فرمایند. بر این اساس، علمای شیعه، مرزداران دین محسوب می‌شوند که در برابر نفوذ ابلیس، شیاطین انسی و جنی، و ایادی کفر و استکبار به دستگاه فکری مردم مسلمان ایستادگی می‌کنند.

    روحانیت و طلاب مسلح به سلاح علم و تخصص، همراه با آمادگی روحی، تربیتی و اخلاقی، در دنیای امروز نقش مرزبانان عقیدتی را ایفا می‌کنند. آنان با شبهات مقابله کرده و از تسلط افکار دشمن بر ذهن جوانان جلوگیری می‌نمایند. این نقش، یکی از وظایف برجسته و حیاتی طلاب و روحانیت است.

    نقش طلاب در بصیرت‌افزایی و تربیت انسان‌های آگاه

    یکی دیگر از نقش‌های مهم طلاب، بصیرت‌افزایی است. طلبه و روحانی پیش از هر چیز باید خود دارای بصیرت باشد و سپس بتواند در جامعه، انسان‌های بصیر و آگاه تربیت کند. در این زمینه، روایتی بسیار زیبا از امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) در نهج‌البلاغه نقل شده است که حضرت می‌فرمایند: انسان صاحب بصیرت کسی است که بشنود، بیندیشد، با دقت بنگرد و از عبرت‌ها بهره گیرد.

    بر اساس این آموزه، بصیرت نتیجه‌ی شنیدن همراه با تفکر، دقت و تحلیل است؛ یعنی انسان باید پیش از هر واکنشی، تأمل و تعقل داشته باشد.

    طلاب و روحانیت در این مسیر، وظیفه دارند این شیوه‌ی منطقی و عقلانی را که حضرت امیر (علیه‌السلام) بدان اشاره فرموده‌اند، به مردم آموزش دهند تا آنان نیز بتوانند در برابر شبهات، پرسش‌ها و اشکالاتی که نسبت به دین مطرح می‌شود، با تفکر، پرسش‌گری و آگاهی مواجهه نمایند؛ نه با واکنش‌های عجولانه و بدون بصیرت.
    به این ترتیب، نقش طلاب در پرورش اندیشه‌ی دینی و تقویت قدرت تشخیص و تحلیل در جامعه، نقشی بنیادین و حیاتی است.

    نقش روحانیت در بصیرت‌افزایی اجتماعی و جهاد تبیین

    در زمینه‌ی بصیرت‌افزایی و پرورش بینش عمیق در میان مردم، یکی از وظایف اساسی روحانیت، گسترش بصیرت در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی است؛ زیرا بصیرت تنها به امور فردی محدود نمی‌شود، بلکه مهم‌ترین میدان ظهور و تأثیر آن، عرصه‌ی اجتماع و حیات سیاسی جامعه اسلامی است.

    هدایت سیاسی جامعه، که در فرمایشات رهبر شهیدمان نیز مورد تأکید قرار گرفته، از مهم‌ترین وظایف طلاب و روحانیت به شمار می‌آید. روحانیت باید نقش راهبری خود را در این زمینه به‌درستی ایفا کند؛ به‌ویژه در شناخت جریان‌ها و گروه‌هایی که در برابر نظام اسلامی و ارزش‌های آن صف‌آرایی کرده‌اند، در تحلیل و مقابله با فتنه‌ها و توطئه‌هایی که در جامعه اسلامی پدید می‌آید.
    روحانیت باید به مردم یادآوری کند که *سکان‌دار اصلی کشتی نجات جامعه اسلامی، ولیّ فقیه است* و گوش و دل مؤمنان باید به سخن و جهت‌گیری ایشان سپرده شود.

    اما مهم‌ترین نکته در این زمینه، به‌ویژه در شرایط کنونی، مواجهه با دشمنی است که جنگی ترکیبی و نرم‌افزاری پیچیده ای را علیه اسلام و جمهوری اسلامی آغاز کرده است. در چنین شرایطی، بر طلاب لازم است که خود را موظف به «جهاد تبیین» بدانند.

    این کلیدواژه در بیانات مقام معظم شهیدمان (رضوان الله علیه) جایگاه ویژه و برجسته‌ای دارد؛ آن امام بصیر تأکید فرموده‌اند که اصلی‌ترین مأموریت امروز نهاد روحانیت، جهاد تبیین است یعنی روشنگری، آگاهی‌بخشی و روشن‌سازی فضای غبارآلودی که دشمنان با استفاده از رسانه‌ها، فضای مجازی، شبکه‌های ماهواره‌ای و حتی بازی‌های رایانه‌ای در ذهن و افکار جوانان پدید آورده‌اند.

    بنابراین، روحانیت باید با علم، بصیرت و روشنگری به میدان بیاید و حقیقت را برای مردم بازگو کند تا جامعه اسلامی بتواند در برابر هجمه فکری و فرهنگی دشمن، استوار و آگاه بایستد.

    طلاب؛ پاسداران مرزهای عقیدتی در برابر جنگ نرم دشمن

    جهاد تبیین: روشن‌گری در برابر ابهامات امروز

    امروز دشمن با جنگ ترکیبی و روش‌های پیچیده، تلاش می‌کند تا مرزبندی حق و باطل را از بیان ببرد؛ در چنین فضایی و برای مقابله با این چنین دشمنی، نیاز به یک حرکت همه‌جانبه و هوشمندانه داریم که با رعایت نکات زیر به دست می آید:

    – نقش کلیدی روحانیت: روحانیت باید با تمام قوا وارد عرصه «جهاد تبیین» شوند تا مسیر را برای مردم روشن کنند.

    – مشارکت همگانی: جهاد تبیین محدود به یک مکان نیست؛ هر کس در هر سکویی، پلتفرمی یا محیطی که قرار دارد، باید نقش‌آفرین باشد و نقش پررنگ روحانیت، بیدار ساختن آحاد مردم برای نقش آفرینی تبیینی است.

    – تأثیر یک نوجوان: حتی در یک فضای محدود، روشن کردن راه یک نوجوان می‌تواند او را از مسیر غلط بازدارد و در آینده به سردمدار یک حرکت فکری مثبت برای جبهه حق تبدیل کند.

    – همه‌جانبه بودن عرصه: جهاد تبیین محدود به تریبون‌های بزرگ نیست؛ از یک کشاورز تا یک مسئول دولتی، هر کس در هر جایگاهی که هست، باید در این مسیر نقش‌آفرین باشد.

    – عدم دست‌کم گرفتن:هیچ کاری در زمینه تبیین نباید کوچک شمرده شود، زیرا نتایج آن می‌تواند در آینده‌ای نه چندان دور، سرنوشت‌ساز باشد.

    تحصیل در حوزه چگونه می‌تواند به تربیت نیروهای کارآمد برای دفاع از ارزش‌های دینی و انقلابی در شرایط بحرانی کمک کند؟

    در مقدمه ای باید گفت: پیام امام شهیدمان(رضوان الله علیه) در اردیبهشت 1404 تحت عنوان حوزه پیشرو و سرآمد، نگاهی عمیق و استراتژیک به ماهیت حوزه‌های علمیه داشت. ایشان تأکید کردند که حوزه صرفاً یک مرکز تدریس و تدرس نیست، بلکه کارکردهای اجتماعی و سیاسی دارد. بر اساس فرمایش آن امام شهید، حوزه‌های علمیه سه نقش کلیدی ایفا می‌کنند:

    – مرکز علمی با تخصص های معین:
    حوزه باید با حفظ تخصص‌های معین، مرجعیت علمی و دینی جامعه را حفظ کند.

    – مرکز تربیت نیروی مهذب:
    هدف اصلی، پرورش نیروهای کارآمد و اخلاق‌مدار است که بتوانند جامعه را در مسیر هدایت دینی و اخلاقی پیش ببرند.

    – خط مقدم جبهه:
    مهم‌ترین کارکرد حوزه، ایستادگی در خط مقدم تقابل با تهدیدات دشمن در عرصه‌های مختلف است.

    در شرایط بحرانی، این نقش سوم بیش از پیش اهمیت پیدا می‌کند:

    – مقابله با جنگ شناختی:
    وقتی دشمن به باورها و ارزش‌ها حمله می‌کند، طلاب باید با دانش و بصیرت، این حمله را خنثی کنند.

    – پاسخگویی در عرصه سیاست و اقتصاد:
    حوزه نباید در انزوا باشد؛ بلکه باید در مسائل روز و چالش‌های اقتصادی و سیاسی، راهکارهای دینی ارائه دهد.

    – دفاع از ارزش‌ها:
    در هر جایی که ارزش‌های انقلابی و دینی مورد تهدید قرار می‌گیرند، طلاب باید به عنوان مدافعان اصلی ظاهر شوند.

    در عرصه سیاسی، در عرصه اقتصادی و در عرصه حمله به ارزش‌های دینی، آن گروه، آن قشر و آن طایفه‌ای که باید خط مقدم جبهه‌ی جنگ علیه آن‌ها باشد، همان «حوزه علمیه» است.

    پس تراز حوزه‌ی علمیه این است: حوزه‌ی علمیه یک موسسه، یک نهاد یا یک مرکزی نیست که صرفاً عده‌ای بروند دروس دینی را یاد بگیرند و بعد نهایتاً تبلیغی را انجام دهند؛ بلکه حوزه‌ی علمیه، بنا بر فرمایش امام شهید، باید به گونه‌ای باشد که هر کجایی که تهدیدی علیه اسلام و علیه انقلاب اسلامی به پا شد، روحانیت در خط مقدم باشند.

    که هم در دفاع مقدس، اگر نسبت شهدا را حساب کنیم، می‌بینیم که شهدای روحانیت نصاب بسیار قابل‌قبولی نسبت به جمعیتشان دارند و هم در فتنه‌های بعدی که در تاریخ جمهوری اسلامی با آن مواجه شدیم، حقیقتاً روحانیت سرآمد مبارزه با دشمنان بودند.

    طلبگی؛ پاسداری از مرزهای عقیدتی در برابر جنگ نرم دشمن

     

    تحصیل در حوزه؛ آیا می‌تواند مدافعان تراز ارزش‌های دینی و انقلابی تربیت کند؟

    پاسخ در این است که حوزه‌ی علمیه، مرکز علمی تخصصی برای شناخت معارف دینی است. همان‌طور که می‌دانید، در حوزه، با آموزش عمیق دانش‌هایی مانند فقه، کلام، فلسفه و تفسیر، یک مبنا و یک ذخیره‌ی علمی عظیم به دانش‌پژوه و طلاب داده می شود.

    این علوم برگرفته از برترین فرمایشات و متون حق؛ کلام‌الله و فرمایشات اهل‌بیت (علیهم‌السلام) است که فراگیری آن باعث می‌شود طلبه متمرکز بر فرمایشاتی شود که اگر به‌خوبی فهمیده شوند، می‌توانند منجر به بزرگترین اتفاقات در تاریخ شوند؛ بله؛ می‌شود گفت طلبه‌ای که در حوزه پرورش می‌یابد، فقط یک سلسله معلومات حفظ نمی‌کند، بلکه به‌گونه‌ای «متمرکز و عمیق» آموزش می‌بیند که اگر به‌درستی به‌کار گرفته شود، می‌تواند زمینه‌ساز بزرگ‌ترین اتفاقات تاریخ باشد؛ همان اتفاق‌هایی که انبیا رقم زدند: نجات بشر از بت‌پرستی و گمراهی.

    همان کاری که امام خمینی رحمه الله در دوران خود کردند و با تکیه بر سیره اهل‌بیت علیهم‌السلام، سقوط طاغوت در ایران را رقم زدند.
    این «دانش عمیق و تخصصی» که طلبه در حوزه می آموزد، او را برای بحران‌ها مجهز می‌کند تا ریشه‌ها را تشخیص دهد؛ یعنی وقتی فتنه و شبهه‌ای پدید آمد، با تمسک به سیره اهل‌بیت می‌تواند بفهمد حق کجاست و باطل از کجا می‌آید. طلبه‌ای که قیام سیدالشهدا علیه‌السلام، صلح امام حسن علیه‌السلام، جنگ‌های امیرالمؤمنین علیه‌السلام و به‌طور کلی سیره اهل‌بیت را «تخصصی» می‌خواند و از حیث علمی و عملی هم «مهذب» می‌شود، طبیعی است که در هر بحرانی که برای اسلام و انقلاب پدید می‌آید، سریعاً از همان ذخیره علمی و بصیرتی خود استفاده کند و مداوا می کند.

    در یک فتنه، یا جنگی شبیه جنگ رمضان یا دوازده‌روزه، دشمن از نقاط حساس حمله می‌کند؛ شبهه افکنی می کند، دل‌ها را خالی می‌کند و مردم را از مسیر حق منحرف می‌خواهد.

    در چنین لحظه‌ای، طلبه‌ای که با «دین‌شناسی تخصصی» و «دشمن‌شناسی» و «زمان‌شناسی» تربیت شده است، وقتی می‌بیند دشمن مثلاً مشکلات اقتصادی یا برخی مسائل داخلی را به‌گونه‌ای برجسته می‌کند که مردم را درگیر دعواهای داخلی کند و بعد زمینه‌ی آشوب و سپس ضربه اصلی را فراهم سازد، به مردم آگاهی می‌دهد که:
    این اختلافِ سازی بین داخلی ها، بازی دشمن است؛
    زمان، زمانِ پرداختن به دعوای داخلی نیست؛
    الان دشمنی خارجی از دیوار خانه بالا آمده و قصد نابودی خانه را دارد و باید همان‌جا زمین‌گیر شود، نه اینکه افراد به دعواهای درون خانه مشغول شوند و فرصت طلایی به دشمن داده شود.
    پس یکی از کارکردهای حوزه این است که نیروی دینی را برای تشخیص سریعِ ریشه‌ها و ارائه راه درستِ مقابله تربیت می‌کند.

    نقش مهم تهذیب در فتنه ها

    حوزه علاوه بر «مرکز تخصصی»، یک مرکز تربیت هم هست؛ یعنی تهذیب نفس و خودسازی از ارکان آن به شمار می‌رود. این تهذیب چه اثر بزرگی دارد؟

    وقتی طلبه در میدان بحران قرار می‌گیرد، نگران دنیا، ترس از دست دادن خانواده و اموال یا اسیر شدن در تردید و اضطراب نیست؛ با توکل، شجاعت و خلوص نیت به میدان می‌آید و برای جبهه حق جهاد می‌کند مردم نیز روحانیت و طلاب را الگو قرار میدهند و جانشان را برای نظام اسلامی می‌دهند.

    یکی از افتخارات حوزه رهبر شهیدمان است؛ امامی که محصولِ راستینِ همین مراکز علمی و مهدِ تربیتِ این حوزه هستند. ایشان شخصیتی هستند که کلمات در توصیفِ ابعادِ علمی و کمالاتِ ایشان از فقه و فلسفه تا حکمت و تدبیر قاصرند.
    رهبری که با روشنگری و درایت خود در سالیان متمادی، ملت را بیدار نگاه داشته و با سخنانِ بصیرت‌آمیز خویش، مرز میان حق و باطل و نقشه‌های دشمن را برای مردم روشن ساخته است.
    ایشان که محصولِ برکاتِ این حوزه‌ها هستند، با دقت و فراستِ بی‌نظیر خود، هم مردم را می‌شناختند و هم دشمن را؛ چنان که تنها یک ماه پیش از وقوع حوادث، به پیش‌بینیِ برخاستنِ ملت در برابر فتنه‌ها اشاره فرمودند. امروز که شاهد تحققِ آن فرمایش هستیم.

    این رهبر شهید با تدبیر و درایتشان در این سالها، مردم را چنان تربیت کردند که وقتی دشمن با شهید کردن ایشان، به دنبال نابودی جمهوری اسلامی بود، لحظاتی پس از شهادت، مردم به میدان آمدند و بیش از 65 روز است که خیابان را رها نمی کنند و اجازه فتنه انگیزی معاندان را نمی دهند.

    طلبگی؛ پاسداری از مرزهای عقیدتی در برابر جنگ نرم دشمن

    حوزه و تولید نیروی تمدن ساز

    رسالتِ حوزه تنها در تربیتِ فرد خلاصه نمی‌شود؛ بلکه حوزه، موتور محرکِ تولیدِ نظاماتِ اجتماعی است. وظیفه‌ی اصلی حوزه‌های علمیه این است که از نظام‌های سیاسی و اقتصادی گرفته تا مسائل حقوقی و اجتماعی، تمامیِ ابعادِ اداره‌ی کشور را با نگاهی فقهی و دینی بررسی کند. حوزه باید با بهره‌گیری از فقهِ پویا و مجموعه معارفِ دینی، بن‌بست‌های ناشی از بحران‌ها را بشکند و راهکارهای نوآورانه ارائه دهد.

    این حرکتِ استراتژیک، از سال‌ها پیش با شکل‌گیری موسساتِ تخصصی در حوزه‌های حکمرانی، اقتصادی، فقهی و سایر علوم مرتبط با اجتماع آغاز شده است. در واقع، حوزه با تربیتِ نیروهای کارآمد و تولیدِ نظاماتِ متنوعِ اجتماعی، نقشِ اصلی را در مسیرِ رسیدن به هدف نهایی، یعنی ایجاد تمدن نوین اسلامی ایفا می‌کند.

    امید است که در این مسیرِ پرپیچ‌وخم، به برکتِ خونِ پاکِ امام شهید (رضوان الله علیه)، این حرکتِ علمی و تربیتی، مثمرثمرتر، جدی‌تر و با نتایجی شفاف‌تر به مقصد برسد و زمینه‌سازِ تحقق تمدنِ اسلامی گردد.

     

    در شرایطی که دشمن با رسانه، هوش مصنوعی و جنگ نرم در حال تغییر موازنه به ضرر ماست، حضور یک نیروی متخصص حوزوی چه تأثیری در جبهه فرهنگی و اعتقادی دارد و چه تغییرات فرهنگی می‌تواند ایجاد کند؟

     

    دشمن امروزی تنها با سلاح و تانک نمی‌جنگد؛ بلکه با استفاده از «رسانه‌های الگوریتمی» هوش مصنوعی، واقعیت مجازی و حتی بازی‌های رایانه‌ای و انیمیشن‌ها در پی یک پروژه عظیم است: تسخیرِ ادراک و فهمِ جهانی به سوی باطل.

    هدفِ نهایی این تجهیزات، بازتعریفِ روایت‌ها و تغییرِ معنای مفاهیم است. دشمن می‌کوشد با درهم‌آمیختنِ حق و باطل و زشت و زیبا، مرجعیتِ فکری و اخلاقیِ جهان را از علما و نهادهای ارزشمند دینی و خانواده، به سمت پلتفرم‌های دیجیتال و سلبریتی‌های بی‌ریشه سوق دهد. این فرآیند، در واقع انتقالِ تمدنِ غربی با تمامِ آسیب‌هایش به جوامع است؛ یعنی جایگزینیِ معنویت و مسئولیت‌پذیری با لذت‌گراییِ آنی، مصرف‌گراییِ و پوچ گرایی.

    دشمن در این مسیر، جهان را با قدرتِ رسانه‌ایِ خود همراه کرده و البته مرکزِ اصلیِ حملاتش را جمهوری اسلامی قرار داده است. چرا؟ زیرا انقلاب سال ۵۷، با تکیه بر رهنمودهای یک رهبر دینی و همراهی مردم، یک تغییر موازنه بزرگ را در جهان رقم زد. جهموری اسلامی، قرن‌ها تلاشِ استعمارگران برای سوق دادنِ انسان به سمت بی‌خدایی، دنیاگرایی و انسان‌خدایی و دین گریزی و محوسازی دین را در هم شکست و ورق را به نفعِ نظامِ الهی برگرداند.

    اکنون، این دشمنِ ثروتمند و غارتگر که منابعِ کغابدباباتیتتاتعشورهای مستعمره آفریقایی و … را به غارت برده، از تمامِ ابزارهای نوین برای بازگرداندنِ موازنه به سمت تمدن منحط غرب استفاده می‌کند.

    در این میان، پرسشِ کلیدی این است: نقشِ «طلبه‌ی متخصص» چیست؟ آیا طلاب میتوانند موازنه را به سمت جبهه حق ببرند؟

    همان‌گونه که در آموزه‌های امام شهید (ره) نیز بر آن تأکید شده، ما با انواع مختلفی از جهاد روبرو هستیم. «جهاد اصغر» همان نبردِ فیزیکی و نظامی با سلاح، تانک و جنگنده در میدان‌های جنگ است. جهاد اکبر که همان جهاد با نفس است.

    در کنار این دو، ما با مفهومی به نام جهاد کبیر روبرو هستیم که از آیه شریفه:
    فَلا تُطِعِ الکافِرینَ وَ جاهِدهُم بِهِ جِهاداً کَبیراً
    استفاده می شود؛ جهادی که فراتر از نبرد با خود، در عرصهٔ مواجهه با انحرافاتِ کفر و استکبار جریان دارد. این جهاد، همان مبارزه با «انحرافاتِ فکری و فرهنگی» است؛ یعنی ایستادگی در برابرِ آن‌چه کفار و جبههٔ استکبار با ابزارهای نوین خود به سوی ما می‌فرستند. وظیفه‌ی ما در این جهاد، تنها عقب‌نشینی نیست، بلکه «تبیین» و باز کردنِ مسمومیت‌های نهفته در فرهنگ غربی است.

    در برابر این تهاجمِ گسترده و «ناتوی فرهنگی» که با استفاده از ابزارهای نوین علیه ذهن‌ها طراحی شده، تنها کسانی می‌توانند ایستادگی کنند که هم از نظر علمی و هم از نظر بصیرتی، نیروهای تخصصی باشند که همان طلاب هستند. در اینجا، جایگاهِ طلاب و روحانیت، دقیقاً همان چیزی است که در روایتِ گهربار امام کاظم (علیه‌السلام) آمده است: «العلمآءُ حُصونُ الإسلام»؛ علما، دژهای مستحکمِ اسلام هستند.

    همان‌گونه که یک حصار یا دژ، شهر را از هجمه‌ی دشمن محافظت می‌کند، فقها و علمای دین نیز وظیفه دارند ذهنِ مردم و مرزهایِ فکریِ ملت مسلمان را در برابر نفوذِ دشمن ایمن نگه دارند. دشمن با ابزارهای رسانه‌ای و هوش مصنوعی می‌کوشد به قلبِ واقعیت‌ها حمله کند و حق را با باطل وارونه جلوه دهد، اما این «دژهای مستحکم» (علما) هستند که مانع از فروپاشیِ حصارِ باورهای جامعه می‌شوند.

    اما این دفاع چگونه صورت می‌پذیرد؟ پاسخ در یک راهبردِ قطعی نهفته است: جهادِ تبیین.

    جهادِ تبیین، همان راهبردِ اصلی برای «تغییر موازنه» است. وقتی دشمن با استفاده از تکنولوژی، قلبِ واقعیت‌ها را وارونه می‌کند، «جهاد تبیین» نقشهٔ او را خنثی می‌سازد. این همان تکلیفی است که امام شهید (ره) آن را یک «وظیفه‌ی فوری و قطعی» می‌دانستند؛ وظیفه‌ی بازگرداندنِ حقیقت به جایگاهِ اصلی خود و پیشگیری از سرگردانیِ افکارِ عمومی در میانِ روایت‌های مسمومِ استکبار و این رسالت در مرحله اول بر عهده روحانیت است که با بیان سدید، حقایق را تبیین کند و در مرحله دوم، متربیان روحانیت است.

    ما نباید تنها در جایگاهِ دفاع و حالت انفعالی بایستیم؛ بلکه باید در جایگاهِ فعال و تولید محتوا حرکت کنیم. راهکارِ عملیاتی ما در عصرِ فناوری، این است که از همان ابزارهای نوین، همانند هوش مصنوعی و… بهره بگیریم. ما باید داده‌های اصیلِ اسلامی و معارفِ نابِ دینی را به موتورهای هوش مصنوعی تزریق کنیم تا بتوانیم هوش مصنوعیِ مروجِ ارزش‌های انسانی و اسلامی را تربیت کنیم.

    هدف ما این است که از این فناوری برای پاسخگویی به نیازهای مبرمِ جامعه و نیازهایِ تمدنیِ خودمان استفاده کنیم. ما نباید اجازه دهیم که الگوریتم‌های غربی و محتواهای مسمومِ آن‌ها، به عنوان تنها «خوراکِ فکری» به مردم عرضه شود و سبک زندگیِ اصیل آن‌ها را تغییر دهد. اگر ما از این ابزارها برای تولیدِ روایت‌های حق استفاده نکنیم، الگوریتم‌های دشمن، خلاءِ موجود را با روایت‌های باطل پر خواهند کرد.

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.