پایگاه خبری حامیان قرآن
شب یلدا بیش از آنکه سفرهای رنگین باشد، قرار است دلی گرم کند. شبی که سنت ایرانی آن را به بهانه طولانیترین تاریکی سال بنا کرده تا انسانها کنار هم بمانند و از هم دلجویی کنند. اما این آیین دیرپا، سالهاست زیر سایه گرانیها، رنگ آرامش را از دست میدهد و هر بار که میرسد، برای بسیاری از خانوادهها به «حسرتی جمعی» تبدیل میشود.
افزایش قیمت اقلام سادهای چون هندوانه، انار، آجیل و حتی شیرینی، دیگر برای مردم غافلگیرکننده نیست؛ آنچه آزاردهندهتر است، سرعت و بیمنطقی جهش قیمتها در روزهای منتهی به یلداست. گویا هر مناسبت، مجوزی نانوشته برای فشار تازه بر سفره مردم شده است.
در این میان، فشار اصلی بر دوش اقشار حقوقبگیر، کارگران و بازنشستگانی است که دخلشان ماههاست ثابت مانده اما خرجشان هر روز سیال و غیرقابل پیشبینی شده است. برای این خانوادهها، شب یلدا نه فرصتی برای شادی که آزمونی تلخ برای «حسابوکتاب ناتمام آخر ماه» است.
در چنین شرایطی، کسبه و بازاریان نقش تعیینکنندهای دارند. بازار همواره در تاریخ ایران، فقط محل دادوستد نبوده؛ محل اخلاق، انصاف و ملاحظه حال مردم هم بوده است. سود معقول، فروش منصفانه و پرهیز از گرانفروشی هیجانی، اقدامی اخلاقی است اما همزمان یک سرمایه اجتماعی محسوب میشود؛ سرمایهای که در روزهای سخت، بیش از هر تبلیغی به کار کاسب میآید.
باید پذیرفت که سود کوتاهمدتِ حاصل از فشار بر مردم، در بلندمدت به بیاعتمادی عمومی ختم میشود. مردم شاید ناچار باشند امروز بخرند، اما فردا یادشان میماند که چه کسی در تنگنا هوایشان را داشت و چه کسی نداشت.
شب یلدا فرصتی است برای بازگشت به همین مرام قدیمی بازار؛ فرصتی برای اینکه کاسب و مشتری، نه در دو سوی یک تقابل، که در کنار هم یک آیین مشترک را زنده نگه دارند. یلدا اگر قرار است معنا داشته باشد، باید قبل از سفرهها، با انصاف در بازار آغاز شود.
شاید امسال بهجای سفرههای پرزرقوبرق، اندکی ملاحظه بیشتر بتواند یلدایی گرمتر برای همه بسازد.





ثبت دیدگاه